این همه سختی ارزشش رو داشت...
عزیزم، از وقتی که تو دلم اومدی، خیلی اوضاع سختی رو تحمل کردم. در ماه دوم و سوم حاملگی ویار خیلی شدیدی داشتم و دائما حالت تهوع داشتم (3، 4 کیلو وزن کم کردم) و این حال بدم با دفاع پایان نامه ام برخورد کرده بود. خیلی خیلی خیلی برایم سخت بود و تنها چیزی که به من امید می داد ، حضور وجود پاک تو در من بود... خیلی خیلی از بابا محمد ممنونم که اگر زحمت های او نبود ، شاید تو الان نبودی، واقعا وضعیت منو تحمل می کرد.طوری بود که تمام ایام هفته خونه مامان منیژه بودم و مامانی از من پرستاری میکرد. و در تمام کارهایی که مربوط به دفاع پایان نامه ام بود، بابا محمد من رو تنها نگذاشت و مثل یک کوه پشت سرم بود و شاید هر مرد دیگری بود نمی توا...
نویسنده :
مامان محدثه
1:57



